ايسلندي استفاده كرده است‌، ولي اين باعث تعجب نيست‌. مهم‌ترين مأخذِ كتاب ادويه‌ٴ مفرده‌ هنريك هارپسترانگ (سيزدهم ـ1مأخذ قرابادين ، قرابادين سالرنويي نيكولا (دوازدهم ـ1)؛ مأخذ جواهرنامه‌، باز هارپسترانگ است‌. كتاب معالجات ظاهراً مستقل است‌؛ يعني در مجموع‌ مأخذ يگانه‌اي ندارد، بلكه از ساير آثار اسكانديناوي و معلومات قديمي و سده‌هاي ميانه‌ٴ موجود، به لاتيني اقتباس شده است‌.
8. شرق مسيحي‌. حتي پرشورترين ستايندگان فرهنگ بيزانسي هم نمي‌توانند فقر آثار پزشكي‌ را در اواخر عمر بيزانس انكار كنند. چند نام برجسته متعلق به پزشكان بيزانسي قديم است از قبيل اوريباسيوس پرگامي (چهارم‌ـ2)، آئتيوس آميدايي (ششم‌ـ1)، اسكندر ترالسي (ششم‌ـ2)، پائولوس آيگينتا (هفتم‌ـ1)، كه همه جز پولس آسيايي بودند. پزشكان بعدي درحدي بسيار فروترند، تيوفانوس نونوس (دهم‌ـ1)، ميخائيل پسلوس كهتر (يازدهم‌ـ2)، سيميون ست‌ (يازدهم‌ـ2)، نيكولايوس ميرپسوس (سيزدهم‌ـ2)، يوآنس آكتواريوس (چهاردهم‌ـ1). پس از نيمه‌ٴ سده‌ٴ چهاردهم‌، ظاهراً نوشتن آثار طبي‌، يعني نوشتن آثار خلاقي كه با رونويسي ساده فرق‌ داشت‌، يكسره متوقف شد.
مثلاً يك نسخه‌ٴ خطي در پاريس‌، كه در اواخر سده‌ٴ چهاردهم يا اوايل سده‌ٴ پانزدهم نوشته‌ شده‌، يك دايرةالمعارف مفصل پزشكي است در 725 مقاله‌. محتوي آن را مي‌توان به شرح زير رده‌بندي كرد: 1) گزيده‌ٴ آسيب‌شناسي‌؛ 2) مجموعه‌ٴ نسخه‌ها؛ مسهل‌ها، داروهاي پادزهر، روغن‌ها، گردها، شربت‌ها، داروهاي عسلي‌، مشمع‌ها؛ 3) گزيده‌ٴ معالجات‌؛ 4) دستورهاي‌ غذايي‌؛ 5) اقسام غذاها؛ 6) راهنماي بهداشتي براي هر فصل‌؛ 7)گوناگون‌. مطلب اولي صرفاً بخشي از رساله‌ٴ تيوفانوس نونوس (دهم ـ1) است‌. مطالب 2و4 از همان مأخذ نقل شده‌؛ مطلب‌ پنجم نقل از جالينوس است‌؛ مطلب ششم از بقراط و مطلب هفتم از مراجع مختلف تلفيق شده‌ است‌. عجيب‌ترين موضوع‌، مطلب سوم است كه مجموعه‌اي است از معالجات گردآوري شده‌ به‌وسيله‌ٴ پزشكان يك بيمارستان معيّن (زنون‌). احتمالاً در آن زمان هم‌، مانند امروز چنين‌ مجموعه‌هايي براي پزشكان تهيه مي‌شد تا بتوانند در توافق با يك‌ديگر كار كنند. اين امر از آن‌ لحاظ طبيعي بود كه بسياري از بيمارستان‌هاي عمده‌ٴ بيزانس‌، در عين‌حال مدرسه‌ٴ پزشكي هم‌ بودند. بر اساس مقررات بيمارستان پانتوكراتور كه يوآنس كومننوس دوم (امپراتور 1118 ـ1143) تأسيس كرده بود، در آن‌جا يك مربي تمام‌وقت وجود داشت‌، كه وظيفه‌اش آموزش‌ پسران پزشكاني بود كه در آن بيمارستان كار مي‌كردند (در عين‌حال‌، به اين ترتيب انتقال موروثي‌ حرفه‌ٴ پزشكي به‌وجود آمده بود). احتمال زيادي دارد در بيمارستان‌هاي ديگر هم ترتيبات‌ مشابهي بوده باشد.
سند پزشكي ديگر يك تشخيص طبي عجيب به‌وسيله‌ٴ خون است كه سينگر در سال 1917،